حرف دل خودم: گشتم ....نبود...نگرد....انگار گم شدم!
دیشب میان قالب اشعار گم شدم
دستی به قافیه پی دستار گم شدم
دیشب تمام خانه پی خویش گشته ام
گشتم نبود...نگرد...انگار گم شدم
از دست مردمان به اسلام مدعی
حلاج گشتم و به سر دار گم شدم
هرکس طریقه ی دل خود را گرفته است
من بیدلم که در پی دلدار گم شدم
گشتند مست باده طفیلان بی خرد
آن دم که در صفات تو هوشیار گم شدم
ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم...
چون سعدی اندر این همه افکار گم شدم
تو ژرف تر ز روزنه ی چشم حیرتی
بی خود نبود محو تو هربار گمشدم
اینجا پرنده...عشق...هوا زاده ی دل است
چشمان عاشقان همه رو سوی ساحل است
دریا...نسیم...موج اسیر ترانه اند
صدها غزل میان شب و صبح حائل است
(از نسیم)
+ نوشته شده در شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت 10:9 توسط عـارفه دهــقانی(نسیـــم)
عارفه دهقانی